تبليغاتX
مدرسه راهنمایی دخترانه الهیه
به نام خدا 

مطالب مطرح شده در دومین جلسه ی شورای دبیران مدرسه ی راهنمایی دخترانه ی الهیه در تاریخ بیستم مهرماه هشتاد وهشت

- تسلیت شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
- تشکر از دبیران به خاطر فعالیتها و زحمات یک ماهه ی آنان در مهرماه
-
درخواست از دبیران محترم جهت تنظیم دفاتر کلاسی ( وارد نمودن نمرات دانش آموزان ، ثبت فعالیتهای انجام شده توسط دبیر در هر جلسه ، ثبت فعالیتهای خارج از کلاس دانش آموزان ، درج غیبت دانش آموزان و نکات مثبت و منفی درسی و اخلاقی دانش آموزان )
- رسیدگی به حضور و غیاب دانش آموزان
معرفی دانش آموزانی که دارای مشکلات خاص هستند  ( مشکلات خانوادگی ، جسمی و ...)
- انتخاب سرکار خانم نوین به عنوان نماینده ی دبیران

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

نوشته شده توسط بهادری در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 18:36 | لینک ثابت |
http://bergoiata.org/fe/Rapaces/Fearsome%20Flight,%20Bald%20Eagle.jpg

  کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه درآورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد. جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد...
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

تو همانی که می اندیشی.
هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی، به دنبال رویاهایت برو و به ندانستنی های اطرافیانت فکر نکن.

منبع : سید جواد موسوی بداغ آبادی

نوشته شده توسط بهادری در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 21:53 | لینک ثابت |
  به نام خدا 

اسامی اعضای انجمن اولیا و مربیان مدرسه در سال تحصیلی89-88

نام

سمت

خانم  احمدی

مدیر

خانم  کیان

معاون آموزشی

خانم میرداودی

معاون پرورشی

خانم  نوین

نماینده معلمان

آقای میرطالبی

رئیس انجمن

آقای عباسیان

نایب رئیس

آقای رحیمی

منشی و رابط

آقای حاجی محمدی

نماینده منتخب اولیا

نوشته شده توسط بهادری در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 17:31 | لینک ثابت |

به نام خدا

مجمع عمومی انجمن اولیاء و مربیان این واحد آموزشی در تاریخ 88/07/26 از ساعت 15:30 الی 17:30 با حضور اولیای محترم دانش آموزان ، مدیر و معاونین و نماینده ی دبیران و سرکار خانم سجادی مدرس محترم آموزش خانواده در نمازخانه ی مدرسه برگزار گردید . 

رئوس فعالیتهای انجام شده در جلسه به شرح ذیل می باشد : 

- تلاوت آیاتی از کلام الله مجید

- اجرای سرود ملی

- اجرای سرود مادر توسط دانش آموزان

- سخنرانی مدیر آموزشگاه

- برگزاری انتخابات انجمن اولیاء و مربیان

- سخنرانی سرکار خانم سجادی مدرس آموزشگاه خانواده

نوشته شده توسط بهادری در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 17:15 | لینک ثابت |

1 - برگزاری جلسات شورای دبیران

2 - برگزاری مجمع عمومی انجمن اولیاء و مربیان در تاریخ یکشنبه 88/07/26 

3 - برگزاری انتخابات شورای دانش آموزی

4 - برگزاری جلسات پایه ای برای سه پایه :

پایه اول روز پنج شنبه 88/08/07

پایه دوم روز دوشنبه  88/08/04

پایه سوم روز چهارشنبه 88/08/06

 5- برگزاری کلاس مفاهیم قرآن برای سه پایه به مدت دو ماه

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

نوشته شده توسط بهادری در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 14:6 | لینک ثابت |

به نام خدا
اعضای شورای دانش آموزی مدرسه در سال تحصیلی 89 -88


1 - کیمیا یگانه اکبری عضو اصلی

2 - مائده یاری عضو اصلی

3 - عاطفه جوخواست عضو اصلی

4 - محدثه عرب عضو اصلی

5 - فاطمه امامی عضو علی البدل

6 - زینب مشتاقی عضو علی البدل

7 - راضیه بوالحسنی عضو علی البدل

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

نوشته شده توسط بهادری در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 13:57 | لینک ثابت |

به نام خدا

نخستین جلسه ی شورای دبیران مدرسه ی راهنمایی دخترانه الهیه در تاریخ 88/06/31 برگزار شد . در این جلسه ابتدا آیاتی از کلام الله مجید تلاوت گردید ، سپس پیرامون محورهای ذیل بحث و تبادل نظر به عمل آمد :

- عرض خیر مقدم و تبریک سال تحصیلی جدید از سوی مدیریت مدرسه

- ارائه ی برنامه ی هفتگی دبیران در سال تحصیلی جدید

- تبریک هفته ی دفاع مقدس

- آشنایی دبیران با دانش آموزان پایه ی اول با حضور در کلاسهای آنان

نوشته شده توسط بهادری در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 8:51 | لینک ثابت |

    به نام خدا
اسامی کارکنان مدرسه راهنمایی دخترانه الهیه - سال تحصیلی 89 - 88

مدیرخانم احمدی
معاون آموزشی خانم کیان
معاون پرورشیخانم میرداودی
متصدی دفتری خانم احمدی
متصدی آزمایشگاهخانم اکبری نژاد
دینی عربی قرآنخانمها : دباغی - یحیایی - لک
علوم اجتماعیخانمها : قضائی - خادم - یحیایی
ادبیاتخانمها : نوین - مشاقی
زبان انگلیسیخانم سلامی
ریاضیاتخانمها : خادم - طالبی
علوم تجربیخانم دارابی
حرفه و فنخانم خرمی
هنر خانم ذهبی
تربیت بدنی خانم صلواتی
مربی بهداشت خانم ظفری
رابط استثناییخانم نوازنی
خدماتخانم حیدری
نوشته شده توسط بهادری در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 16:47 | لینک ثابت |

ولادت سراسر نور حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران خاندان ولایت  مبارک باد

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/donimesib/reza1.jpg

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند                       
                                       موج‌های پريشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی                            

                                            ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت                       
                                   زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی                         
                                           هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند
    از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی                            
                                      ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
بوی توحيد مشروط بر بودن توست                         
                                         ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند
گرچه روی از همه خلق پوشيده داری                    
                                             آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند
    اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد                          
                                         چون تمام غريبان تو را می‌شناسند
کاش من هم عبور تو را ديده بودم                        
                                       کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

                                                                " قيصر امين‌پور"
نوشته شده توسط بهادری در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 8:18 | لینک ثابت |
http://training.nigc.ir/images/FE/1ED7598A98DC4A674B5CA7.jpg

  مدتی پیش، در المپیک سیاتل ، ۹ ورزشکار دو میدانی که هر کدام گرفتار نوعی عقب ماندگی جسمی یا روحی بودند، بر روی خط شروع مسابقه دو ۱۰۰ متر ایستادند، مسابقه با صدای شلیک تفنگ، شروع شد.

هیچکس، آن چنان دونده نبود، اما هر نفر می خواست که در مسابقه شرکت کند و برنده شود.
آنها در ردیفهای سه تایی شروع به دویدن کردند. پسری پایش لغزید ، چند مَلَق زد و به زمین افتاد. و شروع به گریه کرد .۸ نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند. حرکت خود را کند کرده و از پشت سر به او نگاه کردند...
ایستادند و به عقب برگشتند.دختری که دچار سندرم دان ( ناتوانی ذهنی ) بود کنارش نشست،  او را بغل کرد و پرسید بهتر شدی؟
پس از آن هر ۹ نفر دوشادوش یکدیگر تا خط پایان گام برداشتند.
تمام جمعیت روی پا ایستادند و کف زدند. شاهدان این ماجرا ، هنوز هم درباره این موضوع صحبت می کنند. چرا؟
زیرا از اعماق درونمان می دانیم که در زندگی چیزی مهمتر از برنده شدن خودمان وجود دارد.
مهمترین چیز در زندگی، کمک به سایرین برای برنده شدن است.
حتی اگر به قیمت آهسته تر رفتن و تغییر در نتیجه مسابقه ای باشد که ما در آن شرکت داریم.

شعله یک شمع با افروختن شمع دیگری خاموش نمی شود
نوشته شده توسط بهادری در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 21:25 | لینک ثابت |